تبليغاتX
آموزش تاتر گروه نیلوفر
این مطالب از آرشیو گروه نیلوفر بازیافت شده است
اگرسوال خاصی داشتید مطرح کنید اگر توانستم خودم 

 

واگر نتوانستم از اساتید میپرسم جوابتون رو میدم

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 15:44  توسط استاد | 

بيش از بيست و پنج سال پيش شادروان ملك الشعراى بهار در كتاب گرانمايه‏اش، «سبك‏شناسى»، ضعف‏نحوه‏ى سخن گويى مارا درامرى كلى دانست و از «ضايع شدن آهنگ صداى ما» و وجود «الحان عاجزانه وصوتهاى نازك و شكسته‏بسته و حروف جويده جويده مظلومانه و حيلت گرانه» در آن سخن گفت ،و از قول‏مردى «فاضل» نقل كرد كه مردم ما «بجاى سخن گفتن ناله مى‏كنند ». بهار، در ضمن،«كودكان و جوانان و نيزبانوان و دوشيزگان » را دعوت كرد تا به ورزش صدا بپردازند و« طريق سخن گويى درست و فصيح را با آهنگ‏استوار و متين و جذابى» بياموزند.
اما متأسفانه، نه تنها كودكان و جوانان و بانوان و دوشيزگان دعوت بهار را اجابت نكردند، بلكه كسانى كه به‏اقتضاى حرفه‏ى خود« سخن گفتن و بيان» سر و كار دارند، يعنى و بازيگران و گويندگان، نيز به طور جدى در پى‏حل اين مشكل برنيامدند. بازيگران ما، چنانكه حاصل كارشان بر صحنه‏ى تأتر يا پرده سينما مى‏رود، از توجه‏جدى و اساسى به پرورش صدا و بيان - كه اگر نه همانا مهمترين، حداقل يكى از مهمترين جنبه‏هاى كار آنهامحسوب مى‏شود - غفلت كرده‏اند و اغلب قادر نيستند از صداى خود بنحوى كارا و ماهرانه استفاده كنند ؛ تاآنجا كه گاه به نظر مى‏آيد در صحنه زير بار گفتار خود دست وپا مى‏زنند و تقلا كنان و نفس زنان سر و ته جمله‏هارا هم مى‏اورند. اما اين ضعف منحصر به هنرپيشگان تاتر نيست. دو بلورها نيز، شايد به علت كار زيادى وتكرارى، به بيانى قالبى تصنعى گرفتار آمده‏اند و حتى آهنگ گفتارشان، تحت تأثير جمله‏هاى ترجمه‏اى و بيان‏بازيگران خارجى، و نيز به علت فقدان احساس و عدم توجه به معناى آنچه كه مى‏گويند، حال وهواى ايرانى‏خود را از دست داده است. اما در اينجا بهمين اشاره قناعت مى‏كنيم و از آوردن نمونه‏هاى ديگر و نيز از بحث‏تفصيلى در اين زمينه مى‏پرهيزيم.
در چنين وضعى است جاى خالى كتابى كه بتواند به رفع برخى دشواريهاى اساسى در اين زمينه كمك كند و راه‏گشايى براى آغاز كار علاقه‏مندان و دست اندر كاران «فن بيان» باشد به شدت احساس مى‏شود. كتاب حاضرتلاشى است براى پر كردن اين جاى خالى.
اما هر گاه بحث «فن بيان»مطرح است، بايد بر اين نكته تأكيد كرد كه پرورش صدا و بيان به كارى فيزيكى و فنى‏ختم نمى‏شود.بيان خوب با دانش ما از زبان و نيز با دانش ما نسبت آنچه كه «بيانش مى‏كنيم» ارتباط تنگاتنگ‏دارد. صدا و بيان انسان محصول عوامل مختلف فيزيولوژيك (چگونگى اندامهاى تنفس و گفتار)، روانشناختى(شخصيت )و اجتماعى( وضع آموزش و پرورش و پايگاه اجتماعى )است.بنابر اين پرورش كاملى صدا وبيان‏بايد به همه‏ى اين جنبه‏ها نظر داشته باشد. كار فنى و فيزيكى شما را با اندامهاى تنفس و گفتار آشنا مى‏كند وبهترين طريقه را براى استفاده‏از آنها به شما مى‏آموزد. اما همچنانكه در اين كتاب كراراً يادآورى شده، بيان هركس با آگاهى و احساس او نسبت به آنچه كه مى‏گويد ارتباط مستقيم دارد. هر چه آگاهى و احساس شما نسبت‏به آنچه كه مى‏گوييد بيشتر و عميق‏تر باشد بيان شما دقيق‏تر و مؤثرتر خواهد بود. به عبارت ديگر، صداى شما،هر چند از لحاظ فيزيكى كامل و داراى تنى گرم و دلنشين باشد، تا زمانى كه با آگاهى و كافى و احساسى نيرومندنياميزد، نمى‏تواند گفتارى دقيق و مؤثر عرضه كند.
چند نكته در معرفى كتاب حاضر:
اين كتاب عمدتاً از ترجمه ى آزاد گلچينى از مطالب كتاب «صدا و هنر پيشه» نوشته ى سيسلى برى، معلم پرتجربه ى بيان و صدا فراهم آمده است. خانم برى هنگام نوشتن اين كتاب مربى« گروه سلطنتى شكسپير» بوده‏است - چنانكه همگان مى‏دانند اين گروه يكى از بهترين گروههاى تأترى و بنظر برخى همانا بهترين گروه تاترى‏انگلستان است. بسيارى از هنر پيشگان مشهور تأتر و سينما بطور خصوصى نزد خانم برى آموزش ديده‏اند - ازجمله مگى اسميت، شون كانرى، توپول، پيترفنيچ و ترنس استامپ، كه تماشاگران ايرانى نيز از طريق سينما -اگر نه با صدايشان، حداقل با چهره اشان - آشنا هستند. پيتربروك، كارگردان انگليسى، ضمن چند كلمه‏اى كه‏در معرفى و ستايش كتاب برى نوشته، شرح داده است كه چرا تمرينهاى مفصل و دقيق براى آزاد كردن امكانهاو توانايى‏هاى صدا ضرورى اند. وى مى‏گويد هدف از تربيت صد ا، نه ياد گرفتن نحوه ى توليد آن، بلكه آزادكردن آن است. بروك مى‏افزايد تمرينهاى خسته كننده و ملال آور براى رسيدن به اين مقصود كافى نيستند واهميت روش خانم برى را در اين مى‏داند كه وى تربيت صدا را فقط در رابطه‏ى متقابل با تجربه‏هاى عاطفى‏بازيگر مؤثر مى‏يابد. و هر گز صداى واژه‏ها را ازمعناى ز نده آنها جدا نمى‏كند؛ هم از اين رو، در تمرينهاى خودبيشتر از شعر استفاده مى‏كند. چرا كه شعر بهتر مى‏تواند عواطف و احساس‏هاى عميق بازيگر را بيدار كند و بكاراندازد.
در كتاب حاضر، بسيارى از مطالب كتاب خانم برى، حذف شده و بجاى آنها مطالب ديگرى كه براى خواننده ى‏فارسى زبان مفيد و ضرورى است افزوده شده‏اند. كتاب خانم برى، طبعاً، براى انگليسى زبانان نوشته شده‏است و نگارنده كوشيده است تا آموزشها و تمرينهاى آن را با زبان فارسى تلفيق دهد. براى اين منظور از كتابهاى«تاريخ زبان فارسى »( جلد اول باب اول) و« وزن شعر فارسى» هر دو تأليف دكتر پرويز ناتل خانلرى و استفاده‏كرده‏ام.موارد استفاده خود را از اين سه كتاب، تا حدى به ملاحظه ى اينكه كتاب حاضر اصولا آموزشى و عملى- و نه تحقيقى - است، ذكر نكرده‏ام. اما ميزان و اهميت اين استفاده فقط به اين اشاره بسنده مى‏كنم كه چنانكه‏به اين كتابها دسترسى نداشتم، كتاب حاضر عمده‏اى از ارزش - احتمالى - خود را در قسمتهايى كه با مباحث‏زبانشناسى عمومى و تلفظ و شعر در زبان فارسى ارتباط دارند، از دست مى‏داد. در برابر دين بزرگى كه به‏نويسندگان دانشمند اين كتاب دارم، تنها اميدواريم اينست كه از دسترنج پژوهشهاى آنها بنحوى مفيد وشايسته استفاده كرده باشم.بازيگران و خوانندگان علاقه‏مند، كه در پى آگاهى بيشتر درباره زبان - يعنى مهمترين‏ابزار كار هنر نمايش - هستند، از مطالعه ى دو كتاب تاريخ زبان فارسى - بويژه باب اول جلد اول آن - و وزن‏شعر در زبان فارسى فراوان سود خواهند برد. كوشش شده است كه نثر كتاب به اقتضاى موضوع آن ساده وروشن باشد؛ با اينحال، گاه توصيفهايى در كتاب آمده كه ممكن است، حداقل در نگاه اول، دور از ذهن بنظرآيند، مثل «غلظت صدا»، »انرژى صدا»، «انرژى كلمه»، «برد يا حجم صدا» و امثال اينها. وجود برخى از اين‏توصيفها و اصطلاحات را مى‏توان ناشى از تازه بودن مطلب - حداقل براى نگارنده - دانست. از خواننده تقاضامى‏شود كه در برابر اين عبارت‏ها شكيبايى به حرج دهد و دريافتن منظور و معنى تعمق كند.نگارنده، چه در اين‏مورد و چه در هر مورد ديگر، راهنمايى‏ها وانتقادهاى صاحبنظران و خوانندگان علاقه‏مند را بجان و دل پذيرفت‏و در چاپهاى بعدى از آنها استفاده خواهد كرد.
بخواننده‏اى كه قصد دارد اين كتاب را به عنوان راهنما يا« خودآموز» مورد استفاده قرار دهد، توصيه مى‏شود كه‏پيش از شروع به كار تمرين، كتاب را يك بار تا آخر بخواند. اين كار علاوه بر آنكه فهم مطالب و اصطلاحها را بر اوآسان خواهد كرد، تصورى جامع نيز از برنامه ى كار بر او عرضه خواهد نمود. در پايان كتاب، فهرستى ازواژه‏هاى دشوار اشعار كتاب، با معنى و آنها فراهم شده است تا خواننده از مراجعه‏ى احتمالى به فرهنگ لغات‏بى نياز باشد

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 15:41  توسط استاد | 
ما همیشه با این مشکل مواجه هستیم که چه طراحی ای برایه صحنه انتخاب کنیم  آخه همه دوستان میدونند که این روزها تکان بخوری برات حرف در میارن

حقیقتشرو بخواهید من همه نوع طراحی صحنه رو امتحان کردم مثلا برایه نمایش حباب کل طراحی صحنه ما یک میز و دو چهار پایه بود که از ترکیب درست اینها حتی به ساخت اتوموبیل در صحنه نیز نائل شدیم البته بکم این کار رو به شیوهای انجام میدادیم که برایه تماشاچی تا حدی باور پذیر هم باشه

۱ درک درست فضا

ما  در طراحی صحنه باید به تاریخ وقوع داستان نمایشنامه توجه بکنیم نمیگم برایه یک نمایش کلاسیک ما باید دکورهای عظیم رنسانسی بنا کنیم اما فاکتورهایی باید به تماشاچی بدیم که القا کننده تاریخ هم باشند

۲ درک درست کارگردانی

عقیده من اینه که خود کارگردان باید طراحی صحنه رو انجام بده یا حداقل فردی که نوع کارگردانی و نگاه کارگردان رو خوب بفهمه شما باید فضایی رو طراحی کنید که به کارگردانی لطمه نزنه( اگر خودتون کارگردان نیستید) در نظر بگیرید من طراحی خودم رو بزنم حال آنکه دقیقا در همان نقطه که من ستونی بنا کردم کارگردان میزانسنهای خاصی داره پس مجبور میشه بخاطر هزینه ای که کرده در میزانسنها تغییر حاصل کنه البته من عقیده دارم طراحی صحنه پیش از کارگردانی باید صورت بگیره البته نه اجراش صرفا طراحیش تا در واقع تکلیف کارگردانی اثر مشخص بشه

در واقع طراحی صحنه و کارگردانی دو قسمت جدا از هم نیستند

۳ هدف از طراحی صحنه

مثالی که اول  در مورد نمایش حباب زدم رو بخاطر بیارید  ما در اون نمایش همه کارگردانی را در طراحی صحنه کار مشاهده میکردیم اما این ملاک تمام کارها نیست در مورد برخی نمایشها باید طراحیه کاربردی بکار برد و در مورد برخی نمایشها کاربرد طراحی صحنه صرفا ایجاد فضایی مناسب است

مثلا همه انتظار دارند از شمشیری که به دیوار آویخته شده حتما استفاده شود ولی به نقش نمادین آن شمشیر یا وجود نشانه های اینچنینی در برخورد اول شاید به چشم نیاید

پس در واقع این هوش طراح و کارگردانیست که چه فضایی را برایه نمایشش انتخاب کند که این خود بحث مفصلیست

۴تاتر بی چیز

در واقع این نوع نمایشها بدون طراحی صحنه نیستند بلکه طراحی توسط انسان یا وسایل ابتدایی صورت میگیرد خوبی این نوع نمایشها در لزوم استفاده موجز از بدن بازیگر  کارگردانی و آکساسوار جزیی است

اما برایه تمام نمایشها قابل استفاده و مفید نیست

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 15:39  توسط استاد | 
بازیگر و نفس

لزوم تنفس صحیح

حقیقتشرو بخواهید نفش یکی از مهمترین ارکان بازیگری و کلا مهمترین بخش فیزیکی زندگی بشر است

اما چون به نظر یک قضییه پیش پا افتاده میاید به آن معمولا توجه نمیشود  در بازیگری برایه انجام حرکات و بیان دیالوگها ما باید نفس خودمون رو تنظیم کنیم

اگر این اتفاق نیافته ما زود خسته میشیم و در انجام حرکات  وا می مانیم و دیالوگها مطمئنا خورده خواهد شد و بازیگر مجبور به ایجاد آکسانهای مزخرف و سکوتهای نا بجا خواهد شد

مجموعه ده تمرین من این مشکلات را حل خواهد کرد البته اگر به صورت مداوم تمرینات انجام شود ما در این مقاله از اصطلاحات هندی (یوگا) و کره ای استفاده خواهیم کرد

۱. تنفس نای کنگ

این تنفس به ظاهر شبیه به تنفس معمولیست با این تفاوت که ما زمان انجام هر یک از سه عمل تنفس را به یک میزان رعایت میکنیم مثلا  ۳ ثانیه دم ۳ ثانیه حبس و ۳ ثانیه بازدم  سپس بر خلاف تعلیم سنتی تنفس در تاتر که معمولا بازیگران در انجام حرکات سخت نمی توانند از آن استفاده کنند جای حبس نفس را به سینه دیافراگم و شکم تغییر میدهیم یعنی هر کدام را که سه مرتبه انجام دادیم تغییر میکند  در هنگام تمرین نمایش ما برای انجام عمل تنفس در حین اجرا نوع و جای حبس نفس را تست میکنیم تا ملموس ترینش را بیابیم مثلا در هنگام حرکت پل ما مجبوریم نفس را به سمت دیاف یا جایی بین شکم و سینه انتقال بدهیم

۲. تنفس یی کنگ این تنفس همان تنفس معمول در تاتر است یعنی شکم باد میشود و سینه حرکت نمیکند اما زمان بندی در این شیوه تنفس فوق العاده مهم است شاید بتوان گفت که در بعضی موارد واج به واج دم و بازدم باید تعیین و از پیش تعیین شده باشد

۳. در مورد تنفس چی کنگ فعلا صحبت نمیکنیم

تمرینات در بخش دوم گفته می شود آنهم بستگی به تعداد در خواستها دارد   پیام بگذارید تا مطلب را تخصصی تر کنیم

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 15:38  توسط استاد | 
چگونه کارگردان شدن یاددادنی نیست و کلا یاد گرفتنی است ما هم نمی خوایم در موردش زیاد صحبت کنیم کتاب زیاده برو بخون

اما میخوایم به این بپردازیم که یک نفر که کتابها رو خونده و استعداد ذاتی هم داره چطور می تونه کارگردان شه  اولا خدمتتون عرض کنم که یک کارگردان خوب باید از تمام مسائلی که به هنرش مربوط میشه سر دراره چه تاتر چه سینما حالا شاید بپرسید که مثلا تو سینما چطوری یک کارگردان می تونه هم تدوین هم فیلم برداری هم جلوههای ویژه و... بلد باشه چون یادگرفتن همه اینها عمر نوح می خواد 

خدمتتون عرض کنم درسته ما هم نمیگیم در همه زمینه ها استاد باشه ولی باید سر دربیاره

مثلا کارگردانی که خودش نمی تونه بازی کنه چطور می تونه خودش و جای بازیگرش بزاره و هدایتش کنه در اینصورت بازیگر می تونه گولش بزنه مثلا برای یه کاری ما یوژوال افکتور نیاز داشتیم راستش من اسمشم نشنیده بودم بنابرین خودمو مجاب کردم که برم یاد  بگیرم  چون همینطور که می دونید ما ایرانیها یه ذره تیز بازی در میاریم مثلا اگه قرار باشه من برای شما یه پروژه  مکس کار کنم اگه شما سر در نیاری زود قانع میشی ومنم راحت وآسوده پولتونو بالا میکشم حالا اگه حداقل با قابلیتها ی این سری نرم افزارها آشنا باشید من نمی تونم از زیر کار در برم ونهایت سعیمو میکنم

حالا  یه مثال دیگه اگه شما بازیگری بلد باشی وقتی بازیگرت هوس تنبلی به سرش میزنه و بهتون میگه از این بهتر نمیشه لگدی نثارش می کنی و خودت نقش رو بازی میکنی تا درس عبرتی برای سایرین باشهو حالا اگه بقیه هم از این خیالهای خام به سرشون زد اگه از نویسندگی سر در بیاری همه رو بیرون میکنی و یه کار شسته رفته و تک پرسناژ تحویل میدی (البته این در مورد همه متون صدق نمی کنه)

بعدش اگه یه موقع آهنگسازت و بچه های موسیقی تصمیم به قر آمدن کردند چه اشکال داره میری آهنگشم خودت می سازی

در مورد بچه های طراحی صحنه و بروشور هم به همین منوال و اما نور

برای این کار یه فرد مطمئن کافیه عین   قوت قلب گروه من  امیر   میاد کارها رو تمیزتر از چیزی که فکرشو میکنی انجام میده آخرش دستشم ماچ میکنی (البته بگم شخص نامبرده تمام خصوصیات یک کارگردان خوب رو داراست) در واقع شمایی و اون بقیه بچه ها هر وقت هوس کنن تنبلی کنن میرن کجا؟؟؟ خونه هاشون استراحت

و اما بازیگر خانم باز هم به شیوه انتخاب طراح نور عمل میکنید در واقع شما هم یک بازیگر خانم خوب و هم یک دستیار عالی دارید که در تمام موارد کمکتون میکنه در نهایت این میشه که شما در بروشور سه تا اسم بیشتر نخواهید داشت  تازه اگه یه موقع هم  خانم نتونه بیاد بخاطر ازدواج و دانشگاه و پدرمحترم و غیره باز هم دست به دامان تکنیکهای نویسندگی ای میشید که از قبلا در آستین پروراندید یک کار سیاه بازی با یک شخصیت زن پوش و خلاص

در مورد دیگر اعضاء هم بهمین ترتیب  کم کم گروهی تشکیل خواهد شد که همه در تمام موارد استادانه می توانند کار کنند و بدین ترتیب تعداد اعضاء زیاد میشه وبه حد استاندارد میرسه

یه مثال دیگه در نظر بگیرید آلپاچینو بیاد برای من بازی کنه من چون سواد اونو تو بازیگری ندارم هر کاری بکنه نمیتونم حرف بزنم

حرفم بزنم ۵۳۸تا دقیقا اصطلاح آپدیت رو میکنه که من باید عین قوچ نگاش کنم و دست آخر نتیجه بگیرم که بهتره بهش چیزی نگم و خودمو از نظر بیاندازم بنابراین هر کاری هم بکنه من در نهایت فقط با لبخند باید بهش خسته نباشید بگمو بگم اوه مرسی دقیقا چیزی بود که من میخواستم(این مطلب از کتاب آرزوهای بزرگ اینجانب برداشت شده است)

پس در نتیجه برای یک کارگردان خوب بودن باید همه چی بلد بود

خطاب به بچه های گروه نیلوفر این مطلب صرفا برای ایجاد تفرقه در گروههای دیگراست وبس

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 15:34  توسط استاد | 
بازیگری 1
ده گام بازیگری

اولا خدمتتون عرض کنم که بحث داشتن علاقه و این لوس بازیها رو همین الان تموم کنیم  چرا که علا قه شما بعد از مدتی می تونه به تنفر مبدل بشه عین همه چیزهای دیگه پس خیلی بهش فکر نکنید بحث را اینگونه شروع میکنیم تو سرباز خونه بین صد تا سرباز میخوان ارشد انتخاب کنن معمولا قد بلندترین و ورزیده ترین انتخاب میشه چرا؟؟ بخاطر ویژگیها و امتیازاتش

پس بنابراین برای اینکه شما برای بازی انتخاب بشید باید امتیازاتتون رو افزایش بدید

۱. همین امروز یه ورزش انتخاب کنید چند تا فایده داره اولیش اعتماد به نفسه شما حداقل یک گام برداشتین که تو تمام مراحل زندگیتون کمکتون می کنه در بحث بازیگری هم بدن از اهمیت بسیاری برخورداره اگه هم نمی تونید بخاطر مشکلات مختلف باشگاه برید هیچ اشکال نداره با طناب زدن حرکت اسکات بدون وزنه بارفیکس و کلا ورزشهای سوئدی میتوانید بدن خود را آماده نگه دارید اما اگر باشگاه تشریف میبرید در انتخابتون دقت کنید چرا که اگر می خواهید پاور لیفتینگ و وزنه برداری برید بهتره که از بیخ ورزش نکنید و انعطاف طبیعی و خدا دادی خودتون رو حفظ کنید بعدش اینکه شما با این ورزشها فقط بدرد نقش خرس یا  گردن کلفت میخورید و در واقع خودتونرو محدود کردید من ورزشهای رزمی چینی رو پیشنهاد میکنم چرا که استقرارهای زیبای این ورزشها  استفاده از اسلحه سرد و غیره و افزایش داینامیک شما حتما بدردتون خواهد خورد البته نینجوتسو و هاپکیدو و تک یون را هم که غیر چینی هستند از قلم نمی اندازیم   پس حالا شما دامنه رقبا را از صد سرباز به پنجاه سرباز کاهش دادید

۲.موسیقی  شامل آواز( سولفژ) نواختن ساز

شما با شروع موسیقی در واقع ریتم را شناخته اید که بسیار مهم است سپس با سولفژ و آواز بیان خود را تقویت کرده اید البته یک خواننده بازیگر نیست و یک بازیگر خواننده نیست اما فرق ایندو به تنالیته و بعد وسعت و حالت صداست در هر حال شما تمرینات بیان انجام می دهید  فرق کامل ایندو در این بحث نمی کنجد اما همین بس که استاد شجریان  اگه بخواد عین تاتریها  یک ساعت بدون میکروفن صداشو تا ته سالن برسونه ودیالوگ بگه حنجرهاش احتیاج به تعویض دارد 

با فراگیری موسیقی شما احساس خود را هم تقویت کرده اید  و ارزش و نوع استفاده از موسیقی را دریافته اید   در واقع اگر بازیگر با موسیقی ارتباط برقرار کند در عملکردش تغییر مشهودی خواهد داشت

البته در تاتر که همزمان موسیقی پخش می شود این قضیه بیشتر بچشم میخورد اما در سینما هم بد نیست کارگردان از موسیقی فضا ساز قبل از شروع فیلمبرداری بهره بجوید

( حالا شما با فرا گیری این هنر دامنه رقبا را به بیست و پنج نفر رسانده اید)

از جمع درست ایندو شما می توانید به رقص برسید که جسم و حس و شناخت موسیقی در آن الزامیست البته منظور بابا کرم نیست رقصهای کلاسیک یا حداقل آیینی این رقصها بعدها خیلی بکار شما خواهد آمد

خوب  بنظرتون چند تا بازیگر هستند که همه این کارها رو انجام داد

در صورت استقبال ادامه دارد این تنها 2 گام اولیه است           پیغام بگذارید و مبحث را پیگیری کنید

نوشته شده توسط بابا جون در ساعت 7:47 قبل از ظهر 
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 15:25  توسط استاد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
آذر 1384
پیوندها
گروه تاتر نیلوفر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان